اصلاً نمی تونم و نمی خوام چیزی بگم چون خود آهنگ ها به وضوح بیانگر حالتشون هستن .


اصلاً نمی تونم و نمی خوام چیزی بگم چون خود آهنگ ها به وضوح بیانگر حالتشون هستن .

خیلی وقت ها پیش اومده که دوست داشتم بجای اینکه با نقاب های دور و برم صحبت کنم تا سرشونو به نشانه ی فهمیدن تکون بدن ، حرف هامو به باد بگم چون . . .
Said the straight man to the late man
Where have you been
I’ve been here and I’ve been there
And I’ve been in between
I talk to the wind
My words are all carried away
I talk to the wind
The wind does not hear
The wind cannot hear
I’m on the outside looking inside
What do I see
Much confusion
Disillusion
All around me
You don’t possess me
Don’t impress me
Just upset my mind
Can’t instruct me or conduct me
Just use up my time
I talk to the wind
My words are all carried away
I talk to the wind
The wind does not hear
The wind cannot hear
فوق العاده ، بی نظیر و مثل بقیه کارای قبادی فراتر از سینمای ایران بود . این فیلم رو دو روز پیش دیدم و باید بگم فوق العاده بود و به هر کسی که ندیده همین ابتدا توصیه میکنم ببینه. از بهمن قبادی تا حالا دو تا فیلم دیده بودم یکی ” زمانی برای مستی اسب ها ” و دیگری ” لاکپشت ها پرواز میکنند ” و فقط همین دو فیلم دلیل کافی برای دیدنه این فیلم هم بود . خیلی کم پیش میاد که یک فیلم رو بخوام دوبار ببینم ولی این فیلم رو تو یک روز دوبار دیدم و بار دوم بیشتر از بار اول لذت بردم . راستش الان که فکر میکنم میبینم همون بهتر که به این فیلم مجوز پخش داده نشد تا فیلم های مسخره ای همچون اخراجی های 567 که هنوز هم دربارش صحبت میشه و از این قبیل فیلم ها عناوین برترین ( مضحک ترین ) فیلم های تاریخ سینمای ایران رو به خودشون اختصاص بدند . بهمن قبادی و تیمش با جوایزی که در جشنواره های خارجی گرفتن نشون دادن که در سینمای ایران هنوز هم فیلم ( فیلم ) ساخته میشود.

به قول بهمن قبادی این فیلم اولین فیلم کردی است که در ایران ساخته میشود چرا که زبون فیلم کاملاً کردیست و از اونجایی که خود قبادی بزرگ شده ی کردستان هست در این فیلم مشکلات کردهارو بخصوص کرد های نزدیک مرز رو خیلی زیبا در فیلمش به تصویر کشیده ، این فیلم هم مثل دو فیلم بلند قبلی قبادی فیلم جاده ای ، جذاب و همراه با حوادث و مخاطرات اون هست . ویژگیه دیگه این فیلم به نظر من فیلم برداری فوق العاده اونه که وقتی برای بار اول دیدم خیلی جلب توجه کرد ، بعد فهمیدم فیلم بردار ها خارجی هستند . نکات زیادی درباره ی این فیلم وجود داره که از حوصله ی من خارجه ولی یک نکته ایی که برام جالب بود ( البته میتونه اصلاً درست نباشه ) دیده شدن رگ هایی از سورئال در این فیلم در چند سکانس بود اول در سکانسی که با مامو ( مرشد ) آشنا میشیم که در قبر خوابیده و توجه بیش از حد او به مرگ که در طول فیلم هم ادامه پیدا میکنه و یکی هم در سکانس آخر فیلم که جسد مامو چشم باز میکند و از تشویق تماشاچی ها خوشحال میشه .

خلاصه فیلم رو در انتها میارم تا دوستانی که فیلم رو ندیدند نخونند :
فیلم با شرط بندی روی مسابقه خروس ها ( همون خروس جنگی خودمون ) شروع میشه و از طریق اون با مردی آشنا میشیم که مسئول برگزاری مسابقست ( کاکو ) با یک تلفن مهم کاکو مسابقه رو ترک میکنه و متوجه علاقه ی شدید او به دیدن مامو ( مرشد ) میشویم . کاکو مامور این میشود که تمام بچه های مامو را جمع کند چون مامو موفق شده بعد از هفت ماه اجازه برگزاری یک کنسرت را در خاک عراق ( کردستان عراق ) بعد از سقوط صدام بگیرد . مامو موسیقیدان مشهور کردیست که 35 سال به او اجازه برگزاری کنسرت و خواندن داده نشده . زمانی که کاکو فرزندان مامو را از جاهای مختلف جمع میکند یکی از فرزندان از مامو میخواهد که به این سفر نرود چون پیر روستا به او گفته زمانی که ماه کامل شود اتفاق ناگواری برای او می افتد ولی مامو تصمیم خود را برای این سفر گرفته است ، در مسیر راه زمانی که مامو از یکی از فرزندان می خواهد که متن سخنرانی آغاز مراسم را برایش بخواند اشاره میکند که ما نیاز به یک صدای آسمانی (صدای زن) داریم و به همین خاطر در مسیر راه به روستایی می روند که در آن 1334 زن خواننده به آنجا تبعید شده اند و با تمام اصرار هایی که فرزندان مامو مبنی بر نبردن یک زن با خود در این سفر میکنند ( چون هم خواندن زن و هم مسافرت آن جرم است ) مامو تصمیم خود را برای انتخاب یک زن خواننده به نام هشو ( با بازی هدیه تهرانی ) میگیرد چون هفت ماه است که با او تمرین کرده است و این سفر و مشکلات و حوادث دیگر آن شروع میشود .
بین غول هایی همچون Roger Waters ، David Gilmour و Freddie Mercury یک نفر هست که اگه بیشتر از اینا دوسش نداشته باشم کمتر هم دوست ندارم و اون هم Andrew Latimer همه کاره گروه کمل ( camel ) با اون استعداد بی نظیرش هست . هرچند مدت آشنایی من با گروه camel بیشتر از دوسال نمیشه ولی هر روز که میگذره بیشتر به کاراشون نزدیک میشم . اینقدر آهنگ خوب برای شروع وجود داشت که نمیدونستم کدوم رو بزارم ولی دیدم یکی از قشنگترین کاراشون آخرین آهنگ از آخرین آلبومشونه . خیلی از ما آدما یه جای دیگه زندگی میکنیم منظورم بیشتر اینه که تو یه زمان دیگه هستیم یعنی بعضی هامون خیلی تو گذشته هستیم و به هیچ وجه ازش جدا نمیشیم بعضی هامونم غرق آینده شدیم و همش با آرزوها و آرمانامون زندگی میکنیم ولی زندگی یعنی همین امروز و برای همین امروز زندگی کردن .
این آهنگ به نظر من یکی از پرشور ترین و با احساس ترین کارای camel هست هم متن آهنگ و هم موسیقی اون بینظیره زمانش نزدیگ به 11 دقیقست و من عاشق اوج آهنگم که از 5:55 شروع میشه و تا آخرش ادامه پیدا میکنه ، اون صدای قطاری هم که در انتهای آهنگ هست به این دلیل که آلبوم تموم میشه چون اولین آهنگ از این آلبومشون ( A Nod and A Wink ) با صدای قطار شروع میشه . هر بار که بهش گوش میدم واقعاً ازش لذت میبرم . امیدوارم شما هم لذت ببرید .

I saw a pearl of wisdom
In the spirit of a man
As he saved
The day he lost
Time will say I told you so
If we look back in regret.
Never give a day away.
It won’t return the same again
Nothing can last
There are no second chances.
Never give a day away.
Always live for today
دیروز با بچه ها رفته بودیم دانشگاه که مثلاً تمرین آنتن حل کنیم هرچند در انتها فقط یکم تمرین حل کردیم ولی بجاش خیلی حرف زدیم که خیلی خوش گذشت این روزها با اینکه همه جا تقریباً بحث انتخاباتی ولی خوشبختانه زیاد بحث سیاسی نکردیم ( خیلی خوب شد چون من اصلاً دوست ندارم ) بگذریم واقعاً از این سیاست که همه تو کشور ما سیاستمدار هستند البته انتظاری غیر از این هم نمیشه داشت چون هیچی سر جاش نیست خوب بعد اونوقت اشکال نداره که این یه مورد هم نباشه چه مشکلی مگه پیش میاد ؟ دیروز داشتیم جدی صحبت میکردیم که چقدر خوبه ما داریم مخابرات می خونیم یعنی بهتر بگم چقدر خوبه که مخابرات خوندیم ، دیدمون نسبت به محیط اطرافمون خیلی عوض شد . تو جمعمون هیچ ناخالصی ( به قول دکتر مولوی ) نداشتیم و هر کدوممون داشتیم حرف های خودمون میزدیم که سعید گفت آقا اصلا این مخابرات محشره . . . ( واقعاً محشره … )
این پست رو نوشتم که بگم من عاشق مخابرات و همین سختیاشم . . .
بعد امتحانات بر میگردم
برم بخوابم که فردا امتحان آنتن دارم D:
بعد از یک مدت غیبت با دسته پر برگشتم می خوام از نوازنده و خواننده ایرانی الاصل بزرگ شده هند و مقیم آمریکا ، خانم اعظم علی چند تا کار بذارم . خانم اعظم علی چون تقریباً از سنین کودکی در هند بزرگ شد به فرهنگ و موسیقی هند آشنایی کامل داره که میشه تقریبا ً در تمام کاراش اثرشو دید بعد از رفتن به آمریکا و تحصیل در رشته موسیقی با موسیقی سنتی ایرانی ، کلاسیک غربی و اروپای شرقی آشنا شد و آهنگاش ترکیبی از تمام این سبک هاست . در حال حاضر در دو تا گروه مشغول به کار هست یکی گروه هندی نیاز که بیشتر اشعار این گروه فارسی است و دیگری گروه VAS که زمان تشکیل این گروه به زمان آشنایی اون با گرگ الیس بر میگرده نکته جالب درباره ی نام این گروه این که VAS در لاتین به معنی vessel رگ هست که یکجا خوندم یک نام مناسب برای موسیقیدانانی هست که موسیقی آن ها را کامل کرده و بهانه زندگی آن هاست .

اول دوتا آهنگ از گروه نیاز با صدای زیبای اعظم علی انتخاب کردم که با شیوه ایی جدید در سبک سنتی ایرانی خونده شده .
در انتها دو تا آهنگ از آلبوم آخر گروه VAS یعنی Feast Of Silence میذارم امیدوارم لذت ببرید .

Feast Of Silence
There is a storm coming
And it is headed straight for our shore
Hold on to your heart
I’ve seen the signs before
How wicked these hours
These time we’ve seen before
How we built these odes
To our God
Wasting our tears
And chasing our fears
I look at these
And wish this was gone
Don’t say another word
Some things are better kept silent
Don’t say another word
Leave in silence, let me live in this silence
There is nothing left
In this beggar’s hands
I gave like I give
To my God
But nothing is sacred
Within these walls
That I built, and you built
In our shame, in our fear
In this room
Full of yesterday’s ghosts
Who am I, I ask
As I shatter and fall
Don’t say another word
Some things are better kept silent
Don’t say another word
Leave in silence, let me live in this silence
Let me feast in this silence
- – - – -